حقگو
ادبیات و قهنویه
************************* در عید علی ز جان و دل گل ریزیم بر ذکر ولی رنگ تامل ریزیم خواهم ز خدا که بر ولایش مانیم گر بر سخنش صبر و تحمل ریزیم ************************* هر روز دلت چو عید قربان باشد بر ذکر لبت نوای قرآن باشد خواهم ز خدا که در منایت بینم شیطان ز وجود تو پریشان باشد *********************** صبحت بخیر که نه همه وقتت بخیرو ناز ای خییری که گشته جنان از تو سرفراز اینک کلاس درس تو نازم ، شفا شده بر کوریم ببین و همیشه به خود بناز **************************** یک همایش به این منم من ها گفتگو در حجاب برزن ها تا به خود آمدم عجب دیدم نقره گم شد میان آهن ها *********************** دوباره نرگس دل را چراغ باید زد شبانه عطر سپیدی به باغ باید زد اگرکه دامن روحم به گرد آلودی به چشم معرفتم نقره داغ باید زد ********************************** با سلامی به بزرگان، عزیزان، اساتید ، دوستداران غزل و تمامی بازدید کننده این وبلاگ، در این غزل از کلماتی استفاده شده که ممکن است برای بعضی از عزیزان غریبه باشد لذا برای آگاهی بیشتر توضیح مختصری در این خصوص خواهم داد در علوم غریبه آورده اند که هر انسان دارای دو همزاد است که یکی را همزاد جنی و دیگری را همزاد ملکی می گویند که نام محمود با حروف ابجد مساوی نود و هشت و نام همزاد جنیش حصوش و نام همزاد ملکی او صحائیل می باشد تومثل باغ غزل واژه واژه انگوری نه عسگری نه شرابی چکیده از نوری به جرم تلخی رنگم نظر به من کردی نه شهپری نه شهیری تو شهد زنبوری تو از تبار حَصوشی و یا صحائیلی که نام ابجدیت صد دو کم شده صوری به هر بهانه زدم فال اسم زیبایت به شکوه بر دل من زد حریر مستوری شبی که عاشقیت را به گریه آویزم بکُش به صبح صلیب این غلام آشوری میان من تو و اویی دو واژه ناپیدا بخوان کلام نگاهم نگو که معذوری تو از قبیله ی ابری که برق چشمانت هزارو یک شب دل را سبد سبد هوری به پیش چشم تو یلدای من بهاری تر بکش به باور فکرم شمیم مسروری رسیده معشر یا جن به مرز بسم الله چکیده از لب سبزت نکات دستوری ************************ بیا به پیش نگاهم نِشین و باور کن
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |

