حقگو
ادبیات و قهنویه
میلاد نور مبارک باسلام و وقت بخیربه تمامی عزیزان بدون مقدمه به سراغ اولین غزل سال جاری خواهم رفت امید که مورد توجه تمامی عزیزان قرار گرفته و با نظرات زیبا و دلنشین چون گذشته .......... در ضمن وبلاگ عامیانه ها با قسمت دوم از طنز تلخ صادرات بروز شد لطفا در پیوند های همین وبلاگ روی {عامیانه های حقگو } کلیک کنید یا به این آدرس مراجعه فرمایید می تراشم سجده با زنگ قلم ،از ستون سنگی محراب ها حمد می پاشم به لبخند خدا، تا رکوع دائم مرداب ها می تنم با تار در نُت های تو، با ردیفی روی درگاه خیال ساز می کوکم به حکم پنجه ها ، در صدای بی غش مضراب ها سخت می بارم تورا از چشم خویش ، تا تو هر شب در دلم جاری شوی باز می پرسی ز چشمانم که کو، آخرین تصویر روی قاب ها تا درختی می شود احساس من ، در کویر بی رگ دستان تو سبزهای تشنه هم خشکیده اند ، .... در دل خونابی عناب ها بر دلم رنگ کبوتر می زنم ، می روی در آخرین بغض حُباب من میان آیه های یأس و تو، می پری از سوره ی احزاب ها شعر تر در پیش تو سر می بُرم ، می شوی از دید من آیینه تر تا ببینی نیش خند درد من ، از نگاه و نیّت سهراب ها می دوی با اشک شعر تازه ام ، در حصار هق هق ابر سیاه خسته می ریزی نگاه ساده را، روی لبخند شب مهتاب ها باز اینجا دل کویری می شود ، می پَرَد از سینه در دستان تو انتظاری می شود چشمان من ، تا رسد روز حضور آب ها
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |


