حقگو

کپی برداری از این وبلاگ بدون ذکر منبع ممنوع می باشد

 

سلام

بدون مقدمه  یک غزل

***

دُردانه های شهر شب با ما چرا بیگانه اند

 

در حیطه ی احساسشان گویی که یک دیوانه اند

 

سردند و اما در سخن چون کورهای سوزان ولی

 

در پیچ وتاب کارشان همزاد با افسانه اند

 

از روزگار ناخوشی دورند و در روز خوشی

 

تا شمع سوزان می شوی همرنگ یک پروانه اند

 

پوسیده قفل زندگی ، هر لحظه اش با لغزشی

 

تا عاشقان شهر من درگیر هر ویرانه اند

 

با قصه هاشان عشق را هر شب به مسلخ می برند

 

آنان که در کوی قضا با هرزگان هم خانه اند

***

باز هم با طنز روز مادر به آدرس

www.haghgoo72.blogfa.com

منتظر نظرات و پیشنهاد های شما خواهم ماند

نوشته شده در سه شنبه سوم تیر 1393ساعت 0:55 توسط محمود دهقانی| |

Design By : nightSelect.com